|
هوای سرد زمستان هوای برفی دی دوباره آمده بابا نوئل فدای سرم !
«هوالحکیم» هر کس گفته است خوشبختی را نمی شود با پول خرید نمی دانسته از کجا خرید کند گتیل هادنیک *** اصلا به امید این نیستم که از آسمان یک پری بیاید و من قصه ی سیندرلا را چند بار دیدم می گوید: تو شاعر خوبی نمی شوی ! هی خودکشی می کنی که چه؟ اصلا چرا دور این مادر مرده را یک خط قرمز پرنگ نمی کشی ؟ خودکار قرمزت را که برمی داری دستت روی زمین و هوا گیج می خورد وتو فقط فکر می کنی که من: قصه ی سیندرلا را چند بار دیدم؟؟؟ احساس خوب با که بودن :دلم می خواست تو این پست غزل بذارم اما چهارپاره هم پسر نو پای منه . . .
مثل بغض ِ پرنده ای ترسو می خورد زجر جیک جیکش را ترس از یک نگاه گم کرده در سرت واژه ی رکیکش را
مثل نوزاد غسل تعمیدی دور چندین ملافه می پیچد یک صلیب شکسته می خواهد در خودش هی کلافه می پیچد
در سرش گیج می رود خانه روی این تخت ها نمی خوابد قرص های همیشگی در تو می خورم یا نمی خورم شاید
نشئگی عمیق احساست توی این زندگی برعکس و «ی گ د نَ ز»خودش که پیدا شد توی جیب ِ زنیـــــ/که درعکس و...
فحش های که،هی خودت هستی احمق ِبی شرف زن هرزه گمشو از خاطرات دورم که گمشو از من برو، تو با فرضه ...
ابتدای کلام ها مردن لابه لای خطوط اِنجیلی مادرم مریم مقدس بود پدرم پشت هم مرا سیلی...
موی بور زنی که در فکرت باز کرده دوباره نیشش را پشت هم باد /می خورد حالا قرص های روان پریشش را [] خودکشی پرنده ای ترسو خبری که...که می کند جلبش روی تختی که خواب می کردی یک صلیب شکسته در قلبش بااحترام... |+| نوشته شده توسط حمیده محمدرضاپور در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:12 |
|

